تبليغاتX
قاصدک زرد
Türk dilleri ailesi

Türk dilleri ailesi

Vikipedi, özgür ansiklopedi

Git ve: kullan, ara
Türk dillerinin Avrasya üzerinde yayılımı
Türk dillerinin Avrasya üzerinde yayılımı
Türkiye Türkçesi konuşanların dünya üzerinde yayılımı
Türkiye Türkçesi konuşanların dünya üzerinde yayılımı

Türk dilleri veya Türk lehçeleri olarak Doğu Avrupa'dan Sibirya ve Çin'in batısına kadar uzanan bir alanda ana dil olarak 180 milyon kişi tarafından, ikinci dil olarak konuşanlar da sayılırsa 200 milyon kişi tarafından konuşulan, birbirleri ile çok yakın akraba olan ve 40 ayrı yazı diline bölünen bir dil grubu tanımlanır. Türk dilleri Altay dilleri ailesine aittir. En çok konuşulan Türk dili, Türkiye Türkçesidir.

Türk dillerini diğer dil ailelerinden farklı kılan mühim bir özelliği, konuşucularının uzun süre göçebe olarak yaşamışlığı ve bu yüzden bu dillerin sürekli birbirlerinden etkilenmiş olmalarıdır. Türk dillerinin çok sayıda aynı anlamda kullanılan ortak kelimelere sahip olmalarının yanı sıra cümle yapıları da hep aynı kalır. Bu yüzden Türk dillerinin bir dil ailesi olmadığı, tek bir dilin lehçeleri olduğu görüşü de yaygındır ve Türk lehçeleri, Çağdaş Türk yazı dilleri veya Türk dilinin kolları gibi adlandırıldıklarına da rastlayabiliriz. (Bakınız: "Dil" ve "Lehçe" tartışması)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:54 توسط رضا دهقان زاده |
Herbert Marcuse


Herbert Marcuse

Vikipedi, özgür ansiklopedi

Git ve: kullan, ara

Herbert Marcuse (d. 19 Temmuz 1898, Berlin – ö. 29 Temmuz 1979, Almanya) ABD'li düşünür.

Frankfurt Okulu mensuplarından biri olan Marcuse, Marksist kuramı, 1920'den başlayarak değişen tarihsel koşullarla uyumlu hale getirmenin mücadelesini vermiştir. Bu amaçla, eleştirel Marksizmin kendi versiyonunu öne süren ve 1960'lı yıllardan başlayarak uluslararası bir ün kazanan Marcuse, Amerika Birleşik Devletleri'yle Avrupa'daki yeni sol hareketin destekçisi ve savunucusu olmuştur. O, söz konusu eleştirinin ardından, estetik ve biyolojik değerlerin yüceltildiği bir toplum düzeni arayışına girmiştir. Geleceğin toplumuna ilişkin görüşleriyle özgürlükçü bir komünist olarak nitelenen Marcuse, özgür, güzel, aydınlık, cinsel içgüdülerin bastırılmadığı, herkesin yeteneğine göre özgürce çalıştığı, çalışmanın bir oyun haline getirildiği, devletin baskıcı görevine gerek duyulmayan bir toplum düzenini özlemiştir.

 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:32 توسط رضا دهقان زاده |
کشوری برای پیرمردها نیست

کشوری برای پیرمردها نیست

No Country for Old Men


کارگردان

جوئل کوئن
اتان کوئن

تهیه‌کننده

جوئل کوئن
اتان کوئن
اسکات رودین

نویسنده

فیلمنامه:
جوئل کوئن
اتان کوئن
رمان:
کورمک مک‌کارتی

بازیگران

تامی لی جونز
خاویر باردم
جاش برولین
وودی هارلسون

موسیقی

کارتر بورول

فیلمبرداری

راجر دیکینز

تدوین

رودریک جینز

توزیع‌کننده

میرامکس

اکران

۹ نوامبر، ۲۰۰۷

مدت

۱۲۲ دقیقه

زبان

انگلیسی

کشور

پرچم ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا

بودجه

۳۰ میلیون دلار

 

درجه فیلم

R برای خشونت در فیلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:37 توسط رضا دهقان زاده |
در معرفی نظریه هابرماس
Sample Image

مقدمه: یورگن هابرماس اندیشمند معاصر آلمانی و در ردیف جامعه شناسان انتقادی است. این جامعه شناس متاخر منتقد بیشتر در سنت جامعه شناسی مارکسیستی کارکرده است. با این تفاوت که همانند همفکران خود(در موسسه مطالعات اجتماعی فرانکفورت)کسانی چون مارکوزه، آدرنو و ... بیشتر توجه خود را صرف روبنای فرهنگی کرده است.
 کارهای هابرماس همسو با نظریه مارکسیستی است، چراکه مارکس برای تحلیل جامعه سرمایه داری تاکید بیشتر بر زیر بنای اقتصادی که مشخصه آن کار یعنی کنش انسان با طبیعت است دارد ولی هابرماس در تحلیل خود  به کنش ارتباطی یعنی کنش انسان با انسان پرداخته است. مارکس بر کار خلاقه یعنی پراکسی تاکید دارد ولی هابرماس بر کنش ارتباطی و زبان در ساختن کنش ها تاکید دارد.در اين گزارش ما ابتدا شرح مختصر و بسيار درباره زندگي و انديشه هاي هابرماس را بررسي مي كنيم و سپس به اجمال با مقوله " بحران مشروعيت " در نظريات وي بحث را به پايان  رسانده ايم.
1-    زمينه اجتماعي
يورگن هابرماس در سال 1929 در شهر دوسلدورف آلمان  متولد شد.در گومرز باخ بزرگ شد.پدرش ريئس دفتر"صنعت و تجارت " شهر و پدربزرگ وي مدير يك آموزشگاه محلي بود و پدر بزرگش يكي از روحانيان مسيحي زمان خود بود . در ارتباط با زندگي شخصي و خصوصي ، وي ازدواج كرد و داراي 3 فرزند است.  در بيست سالگی آغاز به تحصيل در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبيات آلمانی در دانشگاه های گوتينگن، زوريخ و بن نمود. هابرماس تحصيلات دانشگاهي خود را در سال 1949 در گوتينگن شروع كرد . در ايام دانشجويي به لحاظ " نظري " هنوز در حال و هواي سال هاي دهه ي 1920 به سر مي برد. مطالعات وي او را به ماركس ، هگليون جوان ، هگل ، شلينگ ، فيخته و كانت هدايت نمود.در سال 1954 رساله ي دكتراي خويش را تحت عنوان " مطلق و تاريخ: در بررسي تضاد بين مطلق و تاريخ در انديشه ي شلينگ" به پايان برد و در سال هاي دهه ي 1950 با جديت به مطالعه  ي  آثار لوكاچ به ويژه كتاب تاريخ و آگاهي طبقاتي وي پرداخت.
از سال 1954 با سمت استادی در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت. در سال 1956 در دانشگاه فرانكفورت دستيار تئودور آدرنو شد. از 1961 تا 1964 در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت و نيز از سال 1964 تا 1971 در دانشگاه فرانكفورت جامعه شناسي و فلسفه تدريس كرد.بين سالهای 1971 تا 1982 با سمت رياست انستيتوی ماکس پلانک به کار پژوهشی در زمينه‌ی تأثير دانش و فن بر زندگی اجتماعی مشغول بوددر سال 1981 يكي از بزرگترين آثار خود يعني " نظريه كنش ارتباطي" را در دو جلد منتشر كرد.   از سال 1983 مجددا" به تدريس فلسفه و اين بار در دانشگاه فرانکفورت پرداخت.
روند تكوين شخصيت او بيش تر در متن شرايط سياسي – اجتماعي جامعه  ي آلمان شكل گرفت و همانند ساير روشنفكران آلماني ظهور و سقوط نازيسم را تجربه نمود.
(سید عبدالمجید زواری ) ( نوذري، 1381 : 19- 23)  ( محمد حريري اكبري)

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یازدهم اسفند 1386ساعت 15:20 توسط رضا دهقان زاده |
زيمل به روايتِ گیدنز

 نوشته‌ي : آنتوني گيدنز ترجمه‌ي: حميدرضا شش‌جوانيSample Image

 
 
 گئورگ زيمل در اول ماه مارس 1858 در برلين به دنيا آمد. پدرو مادرش دراصل يهودي بودند اما به پروتستان تغيير مذهب داده بودند و او را مانند پروتستان­ها غسل تعميد داده­ بودند. وقتي زيمل پسربچه‌اي كوچك بود پدرش مرد و يكي از آشنايان ثروت‌مندش سرپرستي او را پذيرفت
 
 
 
 
 

 و پس از مرگ آن قدر به ارث گذاشت كه زيمل بتواند سواي درآمد شخصي‌، زندگي‌اش را به راحتي بگذراند .ِ

 

 تحصيلات عاليه و قسمت عمده‌­اي از زندگي دانشگاهي‌اش را در دانشگاه برلين‌گذارند. چه او در سال 1876 به عنوان دانشجوي ليسانس وارد اين دانشگاه شد، ابتدا در رشته‌ي تاريخ نام نويسي كرد اما بعد به فلسفه متمايل شد. دكتري‌اش را در سال 1881 با رساله‌اي درباره‌ي فلسفه طبيعت كانت گرفت. اگرچه زيمل در سال 1885 استاد حق التدريس  شده بود اما پيش‌رفت دانشگاهي‌اش بسيار كند بود. با این که در سال 1900 به سمت استاد افتخاري ترفيع يافته بود، اما نه در اين سمت و نه در سمت قبلي، حقوق منظمي نمي‌گرفت و گذران خود و خانواده‌اش بيش‌تر از درآمد شخصي‌اي­ تأمین می­شد كه به او ارث رسيده بود. سرانجام در سال 1914 كرسي استادي دايم را در دانشگاهِ استراسبورگ به دست آورد و تنها چهار سال بعد مرد .ِِِِ

 

دلايلي چند موجب تأخير در زندگي دانشگاهي او شده بودند که يكي گذشته‌ي  يهودي او بود. در ابتداي قرن بيستم عوامل ضد يهود در دانشگاه‌هاي آلمان و به‌خصوص در برلين روز به روز قدرت بيشتري مي‌گرفتند. دليل ديگرش ويژگي دايرهالمعارفي انديشه‌ي زيمل بود. او به گونه‌اي غيرمعمول در زمينه‌هاي متنوعي ازجمله جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، اخلاق، معرفت‌شناسي و زيبایی­‌شناسي مي‌نوشت و درس مي‌داد. سخنراني‌هايش جزو محبوب‌ترين دروس دانشگاه بود و حتي توجه دانشجويان رشته‌هاي ديگري را كه خارج از موضوع آثارش بودند به خود جلب مي‌كرد و بعضي ترم ها آوازه‌ي هنرمندي  Showmanدانشگاهي را به دست مي‌آورد. و از اين گذشته به تكرار براي‌ جماعتِ مردم سخنراني مي­كرد و مطالب­ا‌ش را به طور گسترده در نشريات غيردانشگاهي به چاپ ميرساند.ِِ­­

 

زيمل نويسنده‌ي پركاري بود و گرچه كتاب‌هايش بازبيني مطالبي بود كه پيش‌تر به صورت مقاله منتشر كرده بود اما در طول زندگي‌اش حدود 200 مقاله و 22 كتاب نوشت که بيش‌ترِ آن­ها پس از مرگ‌اش چاپ شدند. اولين اثرهايش هم‌چنان كه آخرينِ آن‌ها عمدتاً در زمينه‌ي فلسفه بودند . اين‌ها، آثاري انتقادي درباره‌ي  فلسفه‌ي اخلاق و فلسفه‌ي تاريخ بودند. نقطه‌ي اوج كارهاي (1918) و نيز كتاب‌هايي در مورد كانت شوپنهاور و نيچه بودند. زيمل برخلاف اغلبِ نظريه‌پردازان برجسته‌ي اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيست علاقه‌ي اندكي به سياست نشان مي داد. به هر روي او از گرايش‌هاي جديد در ادبيات و هنر اطلاعات روزآمدي داشت و درباره‌ي چهره‌هاي‌ مسلط روزگار خودش مقالاتي انتقادي مي نوشت. منتشر كرد كه زندگي‌نامهی رامبراند عنوان فرعيِ مناسبِ « جستاري در فلسفه­ي هنر » را دارد.ِِِِ فلسفي‌اش كتاب فلسفه‌ي حياتِِ او زندگي نامه­ی گوته و رامبراند را نيز­

 

جامعه‌شناسي‌ زيمل را مثل جامعه‌شناسي ماكس وبر تنها زماني به درستی ميتوان دریافت كه به سنت‌های عقلاني‌اي توجه کنیم كه به شدت تحت تأثير آن‌ها بوده و با اين حال به مقابله‌ي با آنها برخاستند. فلسفه‌ي تاريخ ( كه درآ‎ثار هگل و ماكس بازنموده ميشد) و مكتب تاريخي علم حقوق و اقتصاد سياسي که ايده‌ي محوري روح قوميVolksgeist  را با خود داشت، دو شاخه‌ي عمده‌­ی تفكرِ اجتماعي آلمان در خلالِ قرن نوزده بودند. در اين جا هيچ خبري از آن نوع سنت پوزيتويستي نيست كه حتي در فرانسه‌ي قبل از كنت رشد يافته بود. جامعهشناسي زماني در آلمان پا گرفت كه دانشمندان از ديدگاه‌هاي متفاوتی مثل فلسفه، اقتصاد و تاريخ ناگهان پيبردند كه مجبورند ارتباط متغيرهاي اجتماعي را با مسايل موجود در رشتههاي خودشان بيابند. اما مفهوم نهايي اين جامعه‌شناسي با آن­چه در فرانسه و انگلستان رشد يافته بود كاملاً متفاوت بود. آموزش زيمل اساساً آموزشی فلسفي بود و نوشته‌هاي او، هم در جامعه‌شناسي هم در فلسفه، نشان ميدهد كه تا چه حد تحت تأثير كانت بوده است. اگر چه زيمل اعتقاد داشت كه جامعهشناسي ميتواند به عنوان رشته‌اي مستقل بنياد شود اما مخالف مدل كلنگرانه‌ي اجتماع بود. چه از نوع هگلي‌اش باشد چه كنتي يا اسپنسري. به زعم زيمل در برداشتي كه كنت و اسپنسر از جامعه‌شناسي ارائه كرده بودند جامعه سواي افراد تشكيل دهنده‌اش موجوديتي ذاتي دارد. آن‌چناني كه زيمل مي پنداشت، جامعه براي افراد واقعيتي بيروني بود و از همين رو تمامِ وجوهِ آگاهي و رفتار فردي را الگوبندي مي‌كرد. او مي‌خواست جامعهشناسي را بر پايه‌اي نو بنا كند تا بتواند از پس پاسخ‌ به اين ايرادات برآيد.   ­ِ­ِِِِ­­­­ِ­­ِ­ِ­

 
جدا كردن جامعه‌شناسي زيمل از پهنه‌ي اخلاقي و معرفت‌شناسي مسايلي كه شخصاً بدان تمايل داشت دشوار است. تلاش براي يافتن فلسفه‌ي حيات حتي در نوشته‌هايي كه آشكارا ماهيت جامعه‌شناختي دارند، هيچ گاه از مركز توجه زيمل دور نبوده است. از سوي ديگر بسياري از مقالات­اش به موضوعاتي ميپرداختند كه در ظاهر خارج از حوزه‌ي جامعه‌شناسي قرار داشتند،، اما بدون دلالت جامعه‌شناختي نبودند. بيش‌تر نوشته‌هاي او سرشار از بينش‌ها و فرضيات جامعه‌شناسي بودند. به هر روي مهم‌ترين نوشته‌هاي جامعه‌شناسي او دو اثر مهمِ فلسفه‌ي پول (1900) و جامعه‌شناسي (1908) بودند .ِِ­ِ مثلاً در زمينه‌يِ زيبايي‌شناسی  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یازدهم اسفند 1386ساعت 15:14 توسط رضا دهقان زاده |
سخنان بزرگان

http://blogme.com/uploads/i/iran/1052.jpg " محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی

http://blogme.com/uploads/i/iran/1046.jpg " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه

http://blogme.com/uploads/i/iran/1036.jpg ” تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است “ . انگلس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیستم بهمن 1386ساعت 14:34 توسط رضا دهقان زاده |
زنان عجیب!!
   
در قبیله چامبولی در گینه :

 
زنان روشهای جالب و عجیبی را در زندگی بکار می بندند .
زنان در این مکان بر مردان تسلط دارند .
برای کار در مزارع صبح زود بیرون می آیند و مردان در خانه می مانند و به امور منزل می رسند و گیتار می زنند و خانه را با گلها و شکوفه ها تزیین می کنند تا زنانشان بعد ازظهر از مزرعه برگردند و عجیب اینکه این زنان نسبت به مردان بی اعتنایی نشان می دهند زیرا این مردان کاری جز دشمنی و پر چانگی ندارند و افرادی احساساتی هستند .

هند :

هر زنی در قبیله ناجای هند ناچار است تا زنگهایی کوچک به اطراف لباسش متصل کند تا در حین حرکت به صدا درآید و هرگاه بایستد از صدا باز ایستد و تنها دلیل آن آگاهی همسرانشان از زمان از کار باز ایستادن آنهاست تا آنها را مجازات کنند .

سرخپوستان امریکا :

شگفت تر اینکه زنان سرخپوست امریکا در امریکای جنوبی زمانیکه زنی نوزادی را به دنیا می آورد در مدت نفاس در رختخواب نمی ماند طبق عادت و رسوم تمام دنیا بلکه بالعکس این مرد است که بجای زن استراحت می کند و انگیزه این کار دور کردن ارواح خبیث از همسرانشان بوده است .

ملت باتاک:

در اعماق جزیره سوماترا زندگی می کنند و به نیرومندی مشهورند ولی این در مورد زنانشان صدق می کند نه مردان زیرا در اینجا مردان به تنبلی مشهورند و زنان انواع کارهای شاق و طاقت فرسا را انجام می دهند در حالیکه مردان نشسته و سیگار می کشند و در خمودگی به سر می برند .

+ نوشته شده در هفدهم بهمن 1386ساعت 14:48 توسط رضا دهقان زاده |
يادداشت هاي فرهنگي يك تور ليدر از توريست هاي ايراني در تركيه

جالب بود،از مرز گذشتيم و تازه وارد خاك كشور تركيه شده بوديم كه هجوم مسافرين رو به طرف سالن سر پوشيده رو شاهد بودم من كه اولين بارم بود چنين صحنه اي رو مي ديدم با دقت اين حركت مسافرين رو زير نظر داشتم آقايون مستقيم به طرف بار فروشگاه مي رفتند و خانمها به سوي سرويس بهداشتي، بعد بازرسي و گشت مامورين انتظامي گمرك تركيه از اتوبوس حامل مسافرين، وقتي اجازه حركت رو به طرف استانبول گرفتيم و مسافرين رو جمع كردم براي حركت ،احساس كردم يه عده مسافر جديد داخل اتوبوس دارم كه همگي از جنس عنوثند، حال و هواي اتوبوس يه جور ديگه شده بود آقايون اكثراً اعتراض مي كردند و حالت افسردگي داشتند(كه اينم علت خاص خودشو داشت) ولي بر عكس خانمها كه چهره هاي جديدي براي من بودند خوشحال بودند ماجرا از اين قرار بود كه بعد از خروج از خاك ايران از مرز بازرگان اين مسافرين ايراني كه از دو جنس مختلف بودند (كه بايد مي بودند) هر كدوم بطرف دغدغه هاشون ، كمبوداشون شتافتند . آقايون توريست ايراني به دنبال مشروبات الكلي بودند و خانمها به فكر عوض كردن قيافشون از شكل به ظاهر اسلاميش به لائيكش بودند به همين دليل آقايون به سوي بار و خانمها در سرويس بهداشتي چنان تريپي عوض كردند كه من اول كار فكر كردم كه يا من اتوبوس رو اشتباه سوار شدم يا اين مسافرين جديدند، من كه 12 ساعت از حضورم با اين مسافرين نمي گذشت هنوز همه رو به خوبي نمي شناختم .

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در هفدهم بهمن 1386ساعت 13:50 توسط رضا دهقان زاده |
نگاهي به اوضاع ائتنيکي و فرهنگي آذربايجان باستان(از آغاز تا اوايل ميلاد)

بررسي دقيق اوضاع ائتنيكي آذربايجان باستان مي تواند پاسخگوي بسياري از مسائل و سئوالات ائتنيكي و فرهنگي آذربايجان معاصر باشد چرا كه فرهنگ بشري عليرغم دارا بودن خصوصيات ديناميكي دراز مدت و تغييرات گاهاً زياد ، نمي تواند كلاً اثرات فرهنگي هزاران سال قبل خود را به ديده فراموشي بسپارد.
براي بررسي اوضاع ائتنيكي آذربايجان لاجرم بايد به مطالعات باستانشناسي نيز استناد كنيم و در اين جاها بررسيها از نوع بشري شروع مي شود كه معروف به انسانهاي نئاندرتال هستند. غار ها و مغاره هاي موجود آذربايجان نشاني است از سكونت انسانهاي غارنشين در اين غارهاي باستاني كه حائز اهميت فراواني هستند. غارهاي تام تاما در كوهستانهاي مابين سلماس و اورميه يا غار " آزيخ" در بخش فضولي قره باغ در شمال رود ارس از اين قبيل هستند.
در غار آزيخ در عمق 14 - 10 متري روي هم رفته ده لايه كه در طي هزاران سال مسكوني بوده‌اند شناسايي شده است. باستان شناسان توانسته اند در لايه پنجم غار قطعهاي از فك يك موجود انسان نما بدست آورند كه داراي استخوانهاي زمختي بوده و از نظر ويژگيهاي آنتروپولوژي شباهتهايي با انسان هاي سين آنتروپ ، هايدلبرگ و نئاندرتال دارد. عدهاي اين استخوان را با يك موجود خيلي باستاني كه در حدود دو ميليون سال قبل مي زيست ، كه بقايايش در آفريقاي شمالي هم ديده شده قابل قياس دانسته و به آن نام " آزيخ آنتروپ " داده‌اند. در اين لايه همچنين بقاياي گودالي نيز بدست آمده است كه مي توانسته به عنوان اجاق مورد استفاده قرار گيرد. متخصصين آنرا مربوط به اوايل دوران يخبندان ميندل دانسته‌اند.
در غار تامتاما در كوهستانهاي جنوب سلماس نيز پروفسور كارلتون.س.كوون ( 1919 ) استخوانهايي از گاو ، گوسفند، بز، اسب، گورخر، انواع مرغ، لاك پشت و غيره بدست آورده كه حاكي از يك محيط جنگلي بوده و با توجه به اين شواهد مي توانسته زيستگاه گروهي از انسانهاي نئاندرتال منزوي در آنجا باشد. جالب اينجاست كه محمود كاشغري اين انسانهاي منزوي را " كئييك كيشي " ناميده است. فعاليتهاي باستانشناسي آينده در آذربايجان در غارها و سكونت گاههاي قديم انسانها مي تواند حضور انسانهاي از نوع نئاندرتال ديگري را در چهارگوش آذربايجان ثابت كند. با اينحال نمي توان از اين اكتشافات وابستگي قبيله‌اي و نژادي آذربايجانيان باستان را مشخص كرد كمااينكه اين امر در هر نقطه جهان نيز امكان ناپذير است.
قديمي ترين محل استقرار بشري در آذربايجان
قديمي ترين محل استقرار بشري با مشخصات يك دهكدة قديمي در آذربايجان در شهر سلماس قرار دارد. اين مكان باستاني در شمال شهر سلماس در كوي فرهنگيان در محلي كه امروزه " كؤل تپه " ناميده مي شود قرار دارد. لايه هاي فوقاني اين روستاي باستاني نشاني از استقرار سه دوره فرهنگي دارد كه علائم آن هم عصر با تمدن هاي حاجي فيروز دالما در منطقه سولدوز و ترتر قديم در نخجوان است و اين تمدن ها به ترتيب مربوط به هزاره هاي 4 و 5 و6 قبل از ميلاد هستند. با توجه به شواهد موجود در اين دهكدة باستاني، حداقل عمر اين مكان باستاني نه هزار سال برآورد مي گردد.
سومري ها قديمي ترين اقوام باستاني آذربايجان
مي توان قديمي ترين اقوام ساكن در آذربايجان را اقوام سومر دانست كه روايتها و افسانه هاي مختلف آنها در بين النهرين كشف شده حاكي از سكونت سومريان در آذربايجان مي باشد. دانشمندان همچنين با بررسي نوشته هاي سومريان متأخر در بين النهرين به التصاقي بودن زبان سومريان پي بردند ولي چون نتوانستند يا بلكه نخواستند ارتباط زبان سومري را با زبان تركي بعدي و حتي ساير اقوام آلتاييك بيابند نام اين دسته را با اصرار تمام آسيانيك/ آزيانيك گذاشتند. ژ.اوپر (1905 - 1825 ) نخستين زباشناسي بود كه موضوع قرابت بين زبان هاي خانواده آلتاي و زبان سومري را پيش كشيد. بعد از او زبانشناس نامي فريتز هومئل ( 1936 - 1854 ) ابتدا زبان سومري را از نوع زبانهاي آلتاي شمرد سپس پيش رفته سومري ها و اكدي ها را يك قوم مشترك آلتاي ناميد. وي در دهه هاي نخستين سده 20 ميلادي با برابر نهادن واژه‌هاي سومري و تركي و توضيح ، در حدود سيصد و پنجاه واژه سومري به كمك زبان تركي بر ارتباط زبان سومري با لهجه هاي مختلف زبان تركي تأكيد و حتي از خودش يك جمله تركي ساخت كه منشا سومري داشت . در بررسي هاي مختلف سومر شناسي نقش كتاب وزين و گرانقدر ديوان لغات تركي در برقراري پيوند بين زبان سومري ( پروتو توركي ) و زبان تركي بسيار ارزشمند بود.
وي از مطالعات خود به اين نتيجه رسيد كه شاخه‌اي از اجداد باستاني اقوام ترك در حدود هفت هزار سال قبل از وطن خود در آسياي مركزي و مناطق اطراف درياي خزر حركت كرده و در آذربايجان و آناطولي ساكن شده سپس عده‌اي از آنان به علل نامعلوم به جنوب ( بين النهرين ) مهاجرت كرده و در آنجا تمدن عظيم سومري را پديد آورده‌اند. چنين به نظر مي رسد سومريان ساكن در آذربايجان تمدن عظيم " ارته/آرتا " را در غرب آذربايجان بوجود آوردند. آثار باز مانده از زبان سومري متاخر نشان مي دهد كه زبان تركي در آن اعصار چگونه بوده است. در سال 1930 م سردار اقبال عليشاه با با توجه به مطالعات دانشمندان و همچنين تحقيقات خويش به اين نتيجه رسيد كه سومري ها از نژاد مغول بودند و احتمال ميدهد كه امروزه بقاياي آنان را بتوان در قسمتي از تركيه و افغانستان يافت. با اين تحقيقات اوليه، اساس بررسي ارتباط بين سومري و تركي بنا گذاشته شد. بعدها دانشمندان مختلف نظير " آيدين ممدوف" " توفيق حاجي يوف " از آذربايجان در كتابهاي ( آذربايجان ديلي نين ائركن تاريخينه دايير ماتريال لار، آذربايجان فيلولوگييا سي مسأله لري ، باكي 1989 ) و (آذربايجان ادبي ديلي نين تاريخي ، باكي 1990 ) با برابر هم نهادن لغات سومري و تركي بر اثبات خويشاوندي آنها كوشيدند. همچنين پروفسور عثمان نديم تونا با بررسي بيش از صد و پنجاه لغت ، زبان هاي سومري و تركي را مقايسه و تشابه آنها را نشان داده است (سومر- تورك ديل لري نين تاريخي ايگلي سي ايله تورك ديلي نين ياشي مسأله سي ، آنكارا 1990 ) همچنين اولجاس سليمان عالم مشهور قزاقي با برابر نهادن بيش از 60 لغت به اين نتيجه رسيده است.
پاره اي از اين لغات متشابه و تعين هم عبارتند از :
اما (آنا)، به ير(بايئر)، قين(قيز)، آنا ، آتا ، آغار(آغيرما)، آشنا(آشاغي)، قاش(قاچ)، فيشيق(ائشيك)، زيبيق(چيبين)، شوبا(چوبان)، تيبير(ده مير)، اود(اود)، اوش(اؤچ)، تابولا (تابلو)، تامقا(دامغا)، دينگير(تنگري/تانري)، كاش(قاچ از مصدر قاچماق) و س.
از ديگر سوپاره اي خصوصيات اجتماعي - فرهنگي سومريان ارتباط آنان را با فرهنگ عمومي تركان مشخص كرده و ثابت مي كند كه سومريان از اقوام باستاني ترك مي باشند به عبارت ديگرقديمي ترين تركان شناخته شدة جهان هستند. پاره اي ازاين خصوصيات عبارتند از : تشكيل مجلس شوراي اقوام ترك (قوريلتاي) كه از باستاني ترين زمان (دوره سومري ها) تا زمان حال ادامه داشته و به تدريج اين رسم و شيوه حكومت به ساير ملل هم رفته و امروزه اساس دموكراسي جهان شده است. در قوريلتاي سومري كه متشكل از سالخوردگان سومر بود فرمانروا انتخاب و حتي خلع مي شد و درباره مسائل عمده سياسي مانند اعلام جنگ يا صلح با خاقان سومري به گفتگو مي پرداختند. همچنين طرز دفن مردگان سومري و ايجاد كورقانهاي مختلف براي تركان سومر شباهت فوق العاده اي با كورقانهاي امروزين تركان دارد. شلك خانه هاي سومري نيز قوسي شكل بوده و تداعي كننده چادرهاي تركان مي باشد. از ديگر سو معابد مرتفع سومري (زيگورات)ها بر روي تپه ها ساخته مي شد. زيگورات هاي سومري شايد تمثيلي از كوه در جوامع مدني ترك مي باشد.
يك هزار سال قبل از آنكه عبريان تورات خود را بنويسند و يونانيان ايلياد و اوديسه را بوجود آورند، در ميان سومري ها ادبيات غني و پرمايه اي رواج داشته كه شامل اساطير، داستان هاي حماسي و سرودهاي مذهبي و مراثي و مجموعه هاي متعدد امثال و افسانه ها و مقالات بود.
حماسه مشهور " قيل قميش " سومري نيز نخستين حماسه اي است كه از بشر باستاني به يادگار مانده و كمابيش در افسانه هاي بعدي تركي و ساير ملل اثر گذاشته است. اساس اين داستان در جاودان ساختن انسان و دور ساختن مرگ از انسان مي باشد. بنابه افسانه هاي قديمي در ميان تركان قزاق ، ده‌ده‌قورقود بعد از آنكه آماده شدن گور خود را در خواب مي بيند براي فرار از مرگ از دياري به دياري مي رود و در هر ديار با گوركن هاي خود روبرو مي شود و سرانجام از سرناچاري به وطن خود باز مي گردد و فرش دويي خود را روي آب سير دريا مي گسترد و با نواختن قوپوز ، خواب را به مدت چند روز از خود دور مي كند اما عاقبت خواب بر وي چيره شده و مرگ در هيئت پشه اي قلب او را گزيده و ده‌ده‌قورقود نيز همچون ساير انسانها به سراي باقي مي شتابد. صورت ديگرداستان را دركتاب ده‌ده‌قورقود درداستان "دهليدومرول " داريم. در اين فصل نيز دومرول سعي در مبارزه با مرگ مي كند عاقبت در مي يابد كه انسان فاني است. در داستاني از مولوي - حكيم و شاعر ترك - شخصي براي دفع مرگ به سليمان نبي پناه مي برد و ماجراهايي در اين حول وحوش رخ مي دهد. بي شك مولوي كه خود اصلاً ترك بود از طريق ادبيات شفاهي تركان به اين موضوع گسترده آشنايي داشته است. اوميت كافتانچي اوغلو نيز رگه هايي ازداستان قيلقميش را در داستان كوراوغلو كه جزو محبوبترين داستانهاي حماسي تركان معاصر مي باشد ذكر مي كند.
جداي از اين شباهتها بسياري از كلمات خاص در اين اسطوره ، تركي يا بسيار به كلمات امروزين تركي شبيه است. در داستان قيل قميش نام الهه عشق ايشتر/ايشتار است كه همان ايستر و از مصدر ايستمك تركي امروزين مي باشد يا كلمه ميشو در اين داستان به معناي كوه آمده و جالب اينكه " ميشو " نام كوهي رفيع در مرند آذربايجان مي باشد و دهها لغت مشابه اينها.
امروزه بسياري از اعياد و مراسم هايي كه در ميان تركان و ساير اقوام ديده مي شود يادگاري از سومريان پروتو تورك مي باشد. مانند عيد سال نو. به عقيده دكتر مهرداد بهار، خداي شهيد شونده سومري يا " دوموزي " در پايان هر سال كشته شده و سر سال نو دوباره متولد مي شود. تركان قديم زايش اورا جشن مي گرفتند چون با زايش او گياهان و دانه ها مي روييدند. جالب اينجاست كه امروزه اقوامي اين عيد را از آن خود دانسته و عيد تركان را تقليدي از عيد خويش مي دانند.
عيد سال نو در آذربايجان با نام جمشيد پيوند خورده است. چنين نقل مي شود: چون جمشيد به آذربايجان رسيد براي وي تخت مرصعي در جانب شرق نهادند و وي تاج بر سر نهاد همين كه آفتاب طلوع كرد اولين شعاع نور كه بر انتهاي تاج افتاد مردم جشن گرفته و آنروز را يئنگي گون يا نوروز نام نهادند. از ديگر سو بررسي هاي باستانشناسي در ميان تمدن هاي اينكا و آزتك آمريكا نشان مي دهد كه اعلام سال نو در ميان آنها نيز كاملاً روش نجومي داشته است. بدين ترتيب كه آنها در معابدشان سوراخهايي تعبيه كرده و در روز و ساعتي كه شعاع نور مستقيم وارد اين سوراخ شده و از آنجا به نقطة مشخصي در كف معبد ميتابيده سال نو اعلام مي گرديد. اين مي تواند اساسي براي اين موضوع باشدكه اجداد سرخپوستان چند هزار سال قبل شايد همزمان با كوچ سومري ها ، از طريق تنگه برينگ به آمريكا رفته و اساس تمدن آزتك و اينكا را پايه ريزي كردهاند. مطالعه تطبيقي زبانهاي اينكايي و چوواشي - يك لهجه از تركي - نشان ميدهد كه بيش از 120 لغت و تركيب زبان اينكايي به سادگي با 170 لغت چوواشي قابل ترجمه است.
امروزه محققين معتقدند زبان سومري ( تركي باستان ) علاوه بر تأثير در تركي معاصر در زبانهاي آسيايي و گاهاً اروپايي نيز تأثير داشته است. مثلاً دكتر پرويز ناتل خانلري كه مؤلف تاريخ زبان فارسي است معتقد است كه مي توان لغات سومري(پروتوتوركي) بسياري از زبان فعلي فارسي استخراج كرد.
تمدن صخره اي:
جاي جاي سرزمين آذربايجان محل استقرار مكانهايي است كه امروزه در ميراث فرهنگي بشري جايگاهي ويژه يافته است. اين مكان ها غارهاي مصنوع بشري براي عبادت و استقرار مي باشد. جوامع غار نشين طي قرون و اعصار ما قبل تاريخ نوعي معماري بوجود آورده اند كه كمتر شناخته شده اند و مهارت و تدبير كم نظيري را نشان مي دهند .غارنشينان اوليه در عصر نو سنگي يعني زماني كه جوامع از شكاردست كشيده به زراعت و گله داري پرداختند مي زيستند.
در آن دوران حفر صخره براي ايجاد پناهگاه ساده تر از ساختن آن بود اما اين كار مستلزم درك عميق عوامل طبيعي محيط و همچنين قابليت شايان توجهي براي انطباق با آن بود .
يكي از جالبترين انواع اين معماري سنتي غارنشيني مقدس است . معابد زير زميني ، سردابه ها و دخمه‌هاي مخصوص خاكسپاري كه در صخره ها كنده شده اند ميراث عظيمي از نياكان مارا تشكيل ميدهند كه براي عبارت طرح ريزي شده و نشان مي دهند كه چگونه قوه تخيل بشر صخره را بسان نوعي پناهگاه استوار و خلل ناپذير مي انگارد.مطالعة تاريخي - اجتماعي اين غارها و دخمه ها و ثبت آنها در شماره ميراث فرهنگي بشري يك وظيفه براي ما آذربايجاني ها به شمار مي رود .
مي توان ، خانه هاي كندوان تبريز ، دخمه هاي هؤده ر، قارني ياريق ، زينجير قالا در سلماس معبه فخريكا در مهاباد را از جمله اين ميراثها شمرد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دهم بهمن 1386ساعت 14:2 توسط رضا دهقان زاده |
نقش رسانه ملي در تعامل اقوام

در گذر زمان، جوامع از سادگي به پيچيدگي سير مي كنند . در اين گذر موضوعات و مباحث بسياري نيز دستخوش تحولات مختلف مي شوند. برخي اهميت بيشتري به دست مي آورند و برخي نيز با نزول مراتب اهميت و اولويت مواجه مي شوند. مقوله ي ارتباطات انساني و يكي از زيرمجموعه هاي آن يعني رسانه هاي گروهي از موضوعاتي هستند كه در جوامع انساني هرروز بر اهميت آن افزوده مي گردد تا جايي كه دوراني از تاريخ بشري را به نام اين موضوع مي خوانند؛ عصر رسانه ها.
گستردگي مقولات مرتبط با حيات بشر در جايگاه يك پديده ي درحال تكامل و تغيّر بسيار بيش از توان محدود انسان است . بدين جهت است كه رويكرد تخصص گرايي راه كاري مطمئن براي كنترل اوضاع است. در رسانه هم كه يكي از زيرمجموعه هاي ارتباطات انساني است، گستردگي موضوعات و مباحث كه هر روز تازه به تازه شده و متحول ، خود شاهدي بر اهميت موضوع است. يكي از موضوعات مطرح در رسانه ها و تعاملات انساني ، موضوع اقوام و ملل است . كشورهاي بسياري از گروه هاي قومي مختلف در جامعه ي خود تشكيل شده اند. نمونه هاي بسياري از اين جوامع و كشورها را مي توان ذكر كرد. مقوله ي بسيار مهم در اين خصوص نوع مواجهه با قوميت ها در يك جامعه مي باشد. در مواجهه با اين پديده بخشي هم در حوزه ي ارتباطات و رسانه هاي گروهي خلاصه مي شود. اقوام مختلف يك جامعه و مناسبات آنها در يك رسانه چگونه بايد باشد؟ اين سوال مي تواند در هرچه مشخص تركردن حدود اين بحث ما را ياري كُـند. اندك تاملي در اين موضوع نشان خواهد داد كه بحث يكي از محوري ترين مباحث مطرح در مديريت اجتماعي- فرهنگي جامعه و بطور مشخص مديريت رسانه اي است. تمركز بحث، رسانه ي فراگير راديو و تلويزيون است . رسانه اي كه لقب ملي بودن آن نشانگر گستره ي نفوذ و حساسيت موضوع است. از عنوان بحث مي توان نتيجه گرفت، تعامل اقوام ضرورت تام دارد براي همگرايي جامعه. به طور مشخص يعني وجود اقوام مختلف و تفاوتهاي آنها مورد پذيرش است و تعامل آنها راهبردي زيربنايي در اداره ي جامعه در رسيدن به همگرايي بيشتر. وجود پاره فرهنگ هاي مختلف در جوامع هم تهديد است و هم فرصت. اينكه كدام وجه از آن در جامعه تقويت شود بستگي دارد به عملكرد نخبگان در مواجهه با اين موضوع؛ يعني وجود قوميت ها هم مي تواند عاملي براي واگرايي باشد و هم عاملي در جهت تقويت بيش از پيش همگرايي. اينك بايد متوجه رسانه و نقش آن در بحث اقوام شد . بخصوص نقش رسانه ي ملي در اين مهم. نكاتي را به شكل قطعه هاي مجزاي يك پازل ارايه خواهم كرد تا با در كنار هم قرار دادن آنها نتيجه ي مورد نظر حاصل شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دهم بهمن 1386ساعت 13:54 توسط رضا دهقان زاده |
روز عشق ، روز دوست داشتن !!

ولنتاين را خيلي ها مى شناسند :

 

"در سده سوم ميلادي در روم باستان ، فرمانروايي بوده است بنام کلوديوس دوم. کلوديوس باورهاي شگفتي داشته است از آن ميان اينکه سربازي خوب خواهد جنگيد که مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي کند.کلوديوس به قدري سنگدل وفرمانش به اندازه اي قاطع بود که هيچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.ولي کشيشي به نام والنتيوس(ولنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي کرد.کلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد که والنتاين را به زندان بيندازند و به جرم جاري کردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به نام فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق !!! "

 

ولنتاين را خيلي ها مى شناسند. از برخي روزنامه ها، مجلات و سايت هاى اينترنتى . از پشت ويترين ها به شكل هدايا و كارت پستال هاى منسوب به ولنتاين و جمله «ولنتاين مبارك » . شايد هم از ترافيک سنگين و شلوغي رستوران ها و پارک ها .

براى باور اين گفته، كافى است وارد اينترنت شويد و كلمه «ولنتاين» يا «ولنتين» را براى جست وجو وارد كنيد، آنگاه به طور حيرت آورى با ليست بى انتهايى از وبلاگهاى جوانان ايرانى مواجه خواهيد شد كه مطالبى در خصوص اين روز همراه با تبريكات متعدد و متنوع آورده شده است!

 

 

اما شايد كمتر ايرانى از وجود روز عشق در ايران باستان و برگزارى جشنى براى بزرگداشت اين موهبت، آن هم نه با قدمتسه قرن پيش از ميلاد ، بلكه ازبيست قرن قبل از ميلاد حضرت مسيح ! اطلاع داشته باشد :

 

" فلسفه بزرگداشتن اين روز به نام "روز عشق" بدين گونه بوده است که در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي کردند و افزون بر اينکه ماه ها نام داشتند، هريک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند. براي نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) که نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاکي" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" که ويژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام (لقب) ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يک چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. از اين روي در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يک بار، نام روز و ماه يکي مي شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. براي نمونه شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر، "مهرگان" نام مي گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:57 توسط رضا دهقان زاده |
روان‌شناسی رنگ‌ها
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند.

 

● رنگ چیست؟
در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.
آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.
● تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.
● روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.
● در این روش:
از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.
اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:54 توسط رضا دهقان زاده |
زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها
زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند كه تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است كه جامعه در مورد آنان پيش مي گيرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هيچ تفاوتي ندارند، بلكه اجتماع موجب مي شود كه آنها گرايش هاي متفاوت پيدا كنند و به زمينه هاي مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزييات است نه در كليات. زيست شناسان عقيده دارند كه زن و مرد تفاوت هاي بنيادي دارند، بدين معنا كه تفاوت هاي آنها در درجه اول ارثي است نه محيطي. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.

آنها قبل از آن كه به دنيا بيايند و تحت تأثير نفوذهاي اجتماعي قرار گيرند، كاملاً تمايز پيدا كرده و براي زن يا مرد شدن آماده مي شوند.

ويژگي هاي ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه هاي بدن دختران و پسران متفاوت است. اين تفاوت طوري است كه پسران را براي زندگي فعال و پرجنب وجوش، و دختران را براي زندگي آرام آماده مي كند. در استعداد تجسم فضايي، تشخيص جهت و هدف گيري، پسرها بهترند. از نظر كلامي دخترها برتري دارند، اما از نظر ادراك كلامي پسرها برترند.

پسرها ارتباط هاي مكانيكي را بهتر درك مي كنند و استعداد رياضي بهتري نسبت به دخترها دارند، اما در كارهاي دستي مخصوصاً كارهايي كه نياز به چالاكي انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكي انگشتان زنان به آنها اجازه مي دهد كه ماشين نويس خوبي باشند. يكي از ويژگي هاي جالب زنان اين است كه مي توانند اطلاعاتي را براي مدت كوتاهي در حافظه خود نگه دارند كه با هم هيچ ارتباطي ندارند و به خود آنها نيز مربوط نيست. بر پايه همين توانايي است كه زن ها بهتر مي توانند به منشي گري و كارهاي دفتري اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدايي تا دانشگاه آن هم تا سطح ليسانس در مجموع بهتر از پسرها درس مي خوانند و موفقيت هاي بيشتري به دست مي آورند. اما بعد از فراغت تحصيل و به ويژه بعد از دوره ليسانس، معمولاً از رقابت دست برمي دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده مي كنند. البته زنان شاغل، نويسنده، وكيل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبي و مقام پرستي روي مي آورند و اين امر به مقدار زيادي از شكوفايي استعدادهاي آنها جلوگيري مي كند. پسمي توان گفت كه علت محدوديت زن ها مسائل عاطفي است نه كمبود استعداد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:48 توسط رضا دهقان زاده |
بمناسبت روز "والنتاین"
بمناسبت روز "والنتاین"
فرستادن در 2007-02-15

بمناسبت روز "والنتاین"

پیروی مسعود رجوی از فرمان " کلودیوس " پادشاه رومی

پیشینه تاریخی

در سده سوم میلادی که مطابق با اوایل پادشاهی ساسانیان در ایران است در روم باستان پادشاهی بنام " کلودیوس دوم " فرمانروایی میکرد. کلودیوس عقاید عجیبی داشت از جمله اینکه معتقد بود سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند .

کلودیوس بقدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما در همان زمان کشیشی به نام " والنتیوس " (والنتاین) مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد . کلودیوس دوم از این ماجرا خبر دار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند.

والنتاین در زندان خود عاشق دختر زندانبان میشود ولی سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق ، با قلبی عاشق اعدام میشود ....

بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از ان زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق !

( به نقل از شبکه اینترنتی ویکیپدیا )

1700 سال بعد در صحراهای عراق مردی پیدا میشود به نام ( مسعود رجوی ) که قدم در راه "کلودیوس دوم" پادشاه رومی گذاشته و ازدواج را برای سربازان خود ممنوع اعلام میکند با این تفاوت که ازدواج را برای خود حلال شمرده و تمامی زنان مجاهد را ملک طلق خود دانسته و رسما مریم رجوی همه زنان را برای مسعود رجوی حلال شمرد اما ازدواج برای سربازان خود را مادالعمر حرام اعلام نمود.

اکنون پس از گذشت 17 قرن گروهی شبه نظامی در این منطقه از جهان عقاید کهنه و واپس مانده و ارتجاعی خود را در کسوت یک فرقه مذهبی نمایش میگذارد و انسانهایی را به بند و استثمار میکشد که به محض جدایی و رهایی از چنبره این سکت به زندگی شیرین و انسانی خود باز میگردند ودر مسیر رهایی انسان و جامعه بگونه ای دیگر می اندیشند.

روز والنتاین( 14 فوریه)

برکانون گرم خانواده ها و عاشقان واقعی مبارک باد


+ نوشته شده در شانزدهم دی 1386ساعت 15:45 توسط رضا دهقان زاده |
پوشش اجبارى: نقض حقوق اولیه انسانى

پوشش اجبارى: نقض حقوق اولیه انسانى

 

۲۸ سال است كه با آغاز فصل گرما در ایران مبارزه با آنچه از طرف حكومت «بدحجابى» خوانده شده نیز آغاز می‌گردد. اما آن چیزى كه هرسال فراموش مى‌شود، حقوق اولیه انسانى است كه یكى از ابتدایى‌ترین این حقوق، آزادى انتخاب پوشش است.

یك خودروى نیروى انتظامى، یك افسر پلیس و دو مأمور زن. دختركى كه در تمام مدت پشت به دوربین دارد و تنها مانتوى تیره‌رنگش را مى‌بینیم و البته صداى جیغ‌هایش را مى‌شنویم. پلیس‌هاى زن، دخترك را به زور سوار خودروى نیروى انتظامى مى‌كنند.

 

زنى حدودا ۳۰ و چند ساله با مانتوى بلند و شالى بر سر. یك پلیس زن، یك مینى‌بوس نیروى انتظامى و یك كودك. پسرك با دو دست كوچكش  به چادر پلیس زن آویزان شده. صداى هق‌هقش را حتا در عكس هم مى‌توان شنید.

 

یك خودروى وان نیروى انتظامى پر از زن. زنى نشسته كنار پنجره و گریان. كمى آنسوتر در خیابان مردى با كودكى در بغل. دستان كودك به طرف پنجره خودروى وان دراز شده و با گریه مادرش را صدا مى‌زند. صورت مرد، كوهى است از نفرت.

 

ماده دوازدهم اعلامیه جهانى حقوق بشر مى‌گوید: احدى حق مداخله در زندگى خصوصى افراد را ندارد. ماده سوم این اعلامیه نیز تصریح كرده كه هركس حق زندگى، آزادى و امنیت شخصى دارد.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  نحوه انتخاب پوشش جزو خصوصىترین و نیز ابتدایى ترین حقوق انسانهاست. این اصل تا بدانجا پذیرفته شده كه وقتى حكومت سكولار فرانسه، استفاده از حجاب در اماكن عمومى را ممنوع اعلام كرد بسیارى از فعالان حقوق بشر با استناد به همین اصل، حكومت فرانسه را مورد انتقاد قرار دادند. در حالیكه یك حكومت سكولار مى‌تواند با مظاهر هرگونه تبلیغ دینى مخالفت كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم دی 1386ساعت 15:24 توسط رضا دهقان زاده |
دروغ‌هايي كه اينترنت به من آموخت
ماكياوليسم خبري و نگاهي به چند Hoax اينترنتي در ايران

T3

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم دی 1386ساعت 15:14 توسط رضا دهقان زاده |
خـــتــنه زنا ن ، سـنـت یا خـشـونـت علـیه زن ؟
      خـــتــنه زنا ن ،  سـنـت یا   خـشـونـت علـیه  زن ؟

      سا زمان  بهداشت جهانی  سال گذشته  اعلام  نمود   حدود ۱۶۰ میلیون  نفر از زنان در  بیش از ۳۰ کشور  اسیای و افریقای تا کنون  ختنه شده اند   ، طبق امار سازمان ملل  روزانه  حدود ۶ هزار دختر در جهان ختنه می شوند ، که بیشترین  انان  بین گروه سنی ۴ تا ۱۰ سالگی می باشند ..* 

 در بعضی از  کشورهای  افریقای ختنه کردن زنان   معادل است   با بر داشتن  کامل  قسنت بیرونی الت تناسلی زنا ن  و یا دوختن ان  در کشورهای  خاورمیانه  ختنه زنان با بریدن  کامل یا بخشی از  بظر  انجام  می گیرد . طبق امار  سازمان بهداشت جهانی  ، سالانه  هزاران دختر ذر سراسر  دنیا به علت جراحات وارده  و عفونت  مربوط به ختنه کردن  جان خودرا از دست می دهند  و یا دچار  بیماری عفونتی  می گردند ، عواقب روحی و روانی این مسله  سالهای درازی  زنان ختنه شده رنج  می دهد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم دی 1386ساعت 15:6 توسط رضا دهقان زاده |
مبارزه با بد حجابی
photo19.jpg 

photo10.jpg مبارزه با بد حجابی -- 13[3.jpg]

 
مبارزه با بد حجابی -- 17


 

مبارزه با بد حجابی -- 11


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم دی 1386ساعت 14:30 توسط رضا دهقان زاده |
ورژن جديد اسلحه مخصوص دختر خانوم ها
+ نوشته شده در پانزدهم دی 1386ساعت 15:13 توسط رضا دهقان زاده |
روسری، سکولاريسم و تساوی جنسيتی
دو سال پيش، در دهم نوامبر، دادگاه اروپايي حقوق بشر در مورد پروندهء شکوائیه ليلا شاهين عليه دولت ترکيه چنين رای داد که سياست منع استفاده از روسری در دانشگاه های ترکيه در مورد آزادی مذهبی محدوديتی مجاز به شمار می آيد و ناقض حق برخورداری از تحصيلات عاليه نيست. مبنای رسيدن به چنين تصميمی آن بود که دادگاه نظر دولت ترکيه را مبنی بر اين که داشتن روسری با سکولاريسم منافات دارد و نمادی از مساوی نبودن زن و مرد محسوب می شود پذيرفت. به کلامی ديگر، دادگاه پذيرفت که ممنوع کردن استفاده از روسری در دانشگاه ها قدمی در جهت نگاهبانی از سکولاريسم و تساوی جنسيتی در ترکيه به شمار می رود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:17 توسط رضا دهقان زاده |
فمینیسم سکولار: پیشقراول مدرنیته در ایران

پيش از پرداخت به نقش جنبش فمینیسم سکولار درایران و این که چرا ازآن می بایست به عنوان پیشقراول مدرنیته در ایران نام برد، نخست مایلم برداشت خودرا ازدو مفهوم مدرنیته و نظریه «میان برشی» (Intersectionality) که در این بحث نقش کلیدی دارند روشن سازم.

نظريهء میان برشی یکی از جدید ترین گرایشات در اندیشه فمینیستی است که دیدگاه های تک بعدی را در تجزیه و تحلیل رویدادهای اجتماعی به زیر پرسش کشیده است. نخستین بار (گذشته از سوسیالیست فمینیست ها) این پسا فمینیست ها و یا دقیقتر فمینیست های پسامدرن بودند که به ناسازه ( پارادکس) اندیشه فمینیستی انگشت گذاشتند: نظریه ای که از یکسو با نقد حرکت از مفاهیم عام چون انسان، فرد و یا طبقه و ناکافی دانستن آن برای بررسی تجربه متفاوت و خاص زنان به ساختارشکنی در نظریه های عام گرا همچون هومانیسم، لیبرالیسم و حتی مارکسیسم میپردازد. از سوی دیگر خود با حرکت از مفهوم کلی دیگری به نام مردانگی و زنانگی و  رده بندی انسانها  تنها در قالب مرد و زن، تصویری تعمیم یافته و کلی از جنسیت به نمایش میگذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:11 توسط رضا دهقان زاده |
نگاهي جامع به خلاقيت ونوآوري

 

 

 

مقدمه

 

یکی از مسائلي که انديشه هاي جهان سوم رابه خود معطوف نموده است سيل اختراعات و علوم جديدي است که کشورهاي صنعتي و به اصطلاح پيشرفته روانه بازار جهاني مي کنند.اين امر موجبات سبقت اقتصادي ,تکنولوژيک و مادي آن ها را فراهم آورده است, ليکن بايد توجه نمود حتي در كشورهاي پيشرفته نيز اگر سيستم هاي خلاق آنها از كار بيافتد، از رقابتها عقب مي افتند و نابود مي شوند لذا تنها راه نجات كشورهاي درحال توسعه خلاقيت است و راه ديگري ندارند. افرادي كه خلاق نيستند مدام درپي كپي كردن هستند و بهترين حالت ايده آل آنها اين است كه كپي كردن را به نحواحسن انجام دهند.                                                                                                                                                                                     
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 15:55 توسط رضا دهقان زاده |
مهم بودن فرهنگ
1 امروزه فرهنگ به عنوان منبع بزرگ تولید ثروت است.
الف:توریسم
در کل یک فعالیت فرهنگی که با این پول کشور توسعه میابد و سرمایه انسانی گسترش میابد.
برای مثال لاندن ای london eyeکه درامد بسیاری برای بریتانیا دارد.و همچنین ساختمان فاستر Fusterکه از نظر معماری ارزش بالایی دارد و انگلستان با تشکیل موزه هایی در اطراف ان در حیطه معماری به جذب توریست پرداخته.

ب:صنعت سرگرمی
Intertaiment industry
ماهواره ,فیلم ,شهر بازی

ج:صنعت علم
knowledge industry

د:تبادل اطلاعات Information sociaty
امروزه زندگی به اطلاعات وابسته شده

2سیاست فرهنگی شده:
مردم در سیاست اهمیت پیدا کردند.یعنی تعلقات خاستها و مجموع جهت گیریها اهمیت پیدا کردند.وقتی از سیاست فرهنگ حرف میزنیم یعنی زندگی مردم دارای بار معنایی سیاسی شده.

3 مجموعه تحولات نظری و معرفت شناسانه:
برای کشف واقعیت به چیزی نیاز داریم که علاوه بر دید کمی و مادی دید کیفی وکلی نیز به قضیه داشته باشد.

4 فرهنگ همواره در طول تاریخ امری حیاتی برای انسان بوده.
فرهنگ همان وجه وجود شناسانه و هستی شناسانه ما را نشان میدهد.هستی ما از جنس فرهنگی است فرهنگ مهم است چون جزء وجود ماست.

+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 13:46 توسط رضا دهقان زاده |
نمایی از کلاسهای دانشمند پرور دانشکده علوم اجتماعی

+ نوشته شده در بیستم آبان 1386ساعت 21:40 توسط رضا دهقان زاده |
آيا حجاب در قرآن آمده است؟

برخی میگویند حجاب خانم ها ربطی به قرآن ندارد و این موضوع را مسلمانان مرد سالار درست کرده اند.واقعا قضیه چیست؟

واژه حجاب به معنای پرده و حاجب است و تنها موردی که در قرآن در ارتباط با بانوان به کار رفته،آیه 53سوره احزاب است که می فرماید «هرگاه از زنان پیامبر متاعی خواستید،از پس پرده بخواهید.» این آیه،معروف به آیه حجاب است و همچنانکه میبینید، ربطی به نوع لباس پوشیدن خانم ها ندارد.البته در دو سوره از قرآن مجید مطالبی در رابطه با پوشش زنان مسلمان مطرح شده است.

1_آیه 39 سوره احزاب خطاب به پیامبر می فرماید :«به همسران و دختران خود و زنان مسلمان بگو که "جلباب"ها یشان را کاملا بر خود بپوشانند تا چنین کاری موجب شناسایی آنان و مانع آزارشان شود.( لسان العرب ،جلباب را لباس بلندی معرفی می کند که سر و سینه را به طور کامل می پوشاند.)

2_در سوره نور پس از بیان آداب داخل شدن به خانه دیگران،از پیامبر می خواهد که مردان و زنان مسلمان نگاه خود را فرو گیرند و دامان خویش را بپوشانند.در ادامه نیز از زنان مسلمان می خواهد «زینت خود را_جز آن مقدار که نمایان است_آشکار نکنند و روسری های خود را بر سینه ها افکنند و زینت خود را جز برای همسران،پدران و.....آشکار نسازند.»(آیه 31)

در آیه 60همین سوره می فرماید :«زنان از کار افتاده ای که امیدی به ازدواج ندادند،گناهی بر آنان نیست که لباس های خود را بر زمین گذارند،به شرط آن که قصد خود آرایی نداشته باشند،البته اگر خود را بپوشانند برایشان بهتر است. و خدا شنوای داناست.»در قرآن توصیه هایی نیز به زنان پیامبر شده است که برخی کارشناسان اسلامی،مخاطب آن را عام می دانند.در هر حال ،بد نیست نگاهی به سوره های نور و احزاب بیندازیم و در مفاهیم آن و به ویژه تفسیر شهید مطهری از این آیات دقت کنیم.

+ نوشته شده در سی ام مهر 1386ساعت 20:33 توسط رضا دهقان زاده |
عروسك باربي
-
 

مقدمه

در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.

در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.

عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است.

 

پديده عروسك باربي


كمپاني «متل»:
كمپاني متل در سال 1945، توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.

متل و «ميكي ماوس»:
كمپاني متل در 1955، براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.

جهت گيري در عروسك سازي:
در سال 1959، به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي، اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.

عروسك «لي لي»:
عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و چهارم مهر 1386ساعت 22:44 توسط رضا دهقان زاده |
بچه های کلاسمون!!

پی نوشت:مطمئنم بعضیاشونو دوستان میشناسن!

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 17:5 توسط رضا دهقان زاده |
آشنائي با برخي از مفاهيم جامعه شناسي
جامعه(society):جامعه معادل society است که از ریشه لاتین socio به معنی اتحاد و پیوستن به یکدیگر ساخته شده است و جامعه به گروهی از مردم گفته می شود که در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی می کنند٬فرهنگ مشترکی دارند٬و با مردمی که در همان قلمرو جغرافیائی زندگی می کنند٬ در مقایسه با مردم سرزمین های دیگر٬کنش متقابل بیشتری دارند.

فرهنگ(culture):جامهع شناسان براي فرهنگ تعاريف متعددي به دست داده اند.كلوك هون فرهنگ را :«طرح يا نقشه زندگي»تعريف مي كند.بكر آن را «درك مشترك مردم براي هماهنگ كردن كارهاي جديد» تعريف مي كند.

قانون(low):قانون سيستمي از هنجار هاي يكسان براي نظم بخشيدن به رفتار هاي انساني است.هدف از تثبيت چنين سيستمي برقراري كنترل هاي اجتماعي است.قوانين معمولا" نه از طريق آداب و رسوم بلكه توسط امرين(خصوصا" آمرين سياسي)جامعه تفسير و اعمال مي شود.

پي نوشت:آشنائي با مفاهيم اساسي جامعه شناسي:حميد عضدانلو

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 16:24 توسط رضا دهقان زاده |
تو و شما
او

بی اختیار

به جای گفتن یک "تو"ی گرم و صمیمی واژه سرد و بی روح "شما" را بر زبان جاری ساخت

و در قلب عاشق من دوباره تمام رویاهای خوشم را بر انگیخت

من در مقابل او خاموش ایستاده ام

نمیتوانم چشم ازشمایل خوب او بردارم

میگویم:

شما چقدر دوست داشتنی هستید!اما تمام وجودم فریاد می زند:

چقدر دوستت دارم!

از الکساندر پوشکینُ ترجمه علی آقا بخشی

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1386ساعت 15:57 توسط رضا دهقان زاده |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا